پنج اعتقاد مغازه داران موفّق

پنج اعتقاد مغازه داران موفّق

پنج اعتقاد مغازه داران موفّق-بلاگ عمدکس

1396/12/06

نویسنده : شیدا بختیاری


در خرده‌فروشی یک شعار معروف وجود دارد: «همیشه حق با مشتری است». با وجود این‌که این شعار در غالب موارد درست است، چه در خرده فروشی و چه کارهای دیگر، همین که بگذاریم مشتری هر شکایتی که دارد داد بزند، کافی نیست برای این که فروشگاهی را به موفّقیت برساند.

 

۱. اولویت بندی کلیدی است.

خرده فروش ها مشغله‌های زیادی دارند. و آدمهای خارج از این عرصه عموماً حجم کارهای آن‌ها را دست کم می‌گیرند. از تهیه صورت کالا گرفته تا تحقیق دربارهٔ سلیقه بازار و چیدن ویترین و آموزش کارکنان و برنامه زمانی ریختن برای فروش ویژه و بازاریابی آنلاین و کارهای دیگر. گرداندن یک فروشگاه یعنی همیشه درگیر کاری بودن. خرده‌ فروش‌های موفق با توجه به این نکته برایشان مهم است برای آن کارهایی که باید انجام شود برنامه ریزی کنند و هرکاری را هم که لازم نیست از برنامه حذف کنند. و این هم یعنی گرچه بعضی از کارها لذّت بخش تر از بقیه هستند، همه کارها باید اولویت‌ بندی شوند تا یک کسب و کار خرده‌فروشی را بشود موفّقیت آمیز اداره کرد. تعیین ضرب‌العجل هم می‌تواند به خرده‌فروش‌ها کمک کند که روی برنامه متمرکز بمانند و جلوی اتلاف وقت در کارهای نالازم را بگیرند.

 

۲. رها کردن گذشته ضروری است.

با این همه مشغله در برنامه یک خرده فروش، چه کسی وقت درگیر شدن با گذشته را دارد؟ فراموش کردن، البته عادتی است که بعد از خطا‌ها و از دست رفتن فرصت‌ها به راحتی به‌ دست می آید. ولی مهم تر از آن، عادت به یادگرفتن از گذشته است. خرید‌های عمده اشتباه یا یک ماه کم‌فروش در زندگی هر خرده‌فروشی وجود خواهد داشت، اما یک خرده‌فروش موفّق همیشه این‌ها را به عنوان فرصتی برای آموختن، تحلیل می‌کند. فروشنده باید بتواند به سوی آینده ادامه دهد، چون این همان کاری‌است که مشتری هم کرده است. یکی از بهترین روش‌های کار، استفاده از دیتایی است که میتوان از راههای زیادی به دستش آورد. از قبیل به کار گرفتن یک سیستم پایانه فروش، استفاده از نرم‌ افزار‌های مانیتورینگ شبکه های اجتماعی و پایش وفاداری مشتری. هرچه یک خرده فروش بهتر از این دیتا استفاده کند، پشتیبانی‌اش از مشتریان هم بهتر خواهد بود.

 

۳. آموزش کارکنان حیاتی است.

فروشگاه‌ها پول زیادی برای باز کردن درهایشان، و باز نگه داشتنشان، خرج می‌کنند. و همیشه باعث شگفتی من می‌شود وقتی که می‌بینم یک فروشنده هیچ چیز از نحوه ساپورت مشتری‌اش نمی‌داند. کارکنان، چه بخواهند و چه نخواهند، چهره برندی هستند که برایش کار می‌کنند. برای یک کارفرما باید مهم باشد که نمایندگان شایسته‌ای برای کسب و کارش آموزش دهد. خرده فروش های موفق نه تنها کارکنان شان را آموزش می‌دهند، بلکه بارها و بارها این کار را می‌کنند. آموزش استخدامی‌های جدید بسیار مهم است، ولی همین جا توقّف نکنید، موقعیت های آموزش کارکنان خیلی گسترده است، از به روز رسانی روش های پشتیبانی از مشتری تا ملاقات‌های فصلی کارکنان. مهم این است که وقت و پول کافی سرمایه گذاری کنید برای داشتن کارکنان قوی‌تر، و بهره گیری از نتیجهٔ آن، فروش قوی‌تر.

 

۴. شناختن رقبا اولویت است.

چه بزرگ باشد و معروف و چه کوچک و ناشناخته، تاجران موفّق رقیبشان را خوب می‌شناسند. و گرچه کار راحت تر اکتفا به شنیده ها و خواندن گزارش ها درباره آن‌ها است، خرده فروشان کارکشته وقت می‌گذارند و می‌روند به فروشگاه هایی که با کسب و کار خودشان رقابت می‌کنند. نحوه چیدن کالاهایشان، تجربه مشتریان از پشتیبانی، امکانات خرید آنلاین، فروش‌های ویژه، لباس فرم، انبارداری و نظر کلّی مشتریان فقط بعضی از چیزهایی هستند که خرده‌ فروشان زیرک وقتی رقیبانشان رازیر نظر می‌گیرند بهشان توجّه می‌کنند. این نوع آنالیز روتین خرده‌ فروش ها را قادر می‌کند گرایش‌های تازه آن صنعت، فرصت‌های از دست رفته، استراتژی های جدید برای رقابت در فروش و بقیه راههای سالم ماندن در بازار رقابتی خرده‌فروشی را دریابند. دقّت کنید کاری که هیچ وقت نمی‌کنند نادیده گرفتن رقبا است. تحلیل دائم بازاری دائماً در حال تغییر، کلیدی است.

 

۵. تغییر کالاهای فروشی، مجاز است.

اغلب، خرده‌فروشان فروشگاهی باز می‌کنند چون عاشق یک دسته محصول به‌خصوص هستند و نتیجتاً از خرید کالاهایی که می‌فروشند لذّت می‌برند. ولی متأسفانه همیشه دستور کار موفّقیّت در خرده‌ فروشی این گونه نیست. تاجرانی که به موفّقیّت رسیده‌اند، و مهم تر از آن، موفّق مانده‌اند، حاضر بوده‌اند به نفع سلایق مشتریانشان کالاهایی که می‌فروشند را تغییر دهند. معنی این تصمیم حذف یک کالا یا دسته‌ای از کالاها از فروشگاه و همچنین اضافه کردن یک دسته محصول جدید است که گاهی خود فروشنده را هم متعجّب می‌کند. وقتی تاجران به مشتری گوش می‌دهند، به گرایش بازار واکنش نشان می‌دهند، با عمده‌فروششان همفکری می‌کنند و به آنچه مشتریان می‌خواهند پاسخ می‌دهند، قادرند خرید های مفید‌تری برای فروشگاهشان انجام دهند. این‌جا باز هم استفاده از دیتا به درد می‌خورد. نتیجه این است که خرده فروشان بتوانند بیشتر بفروشند.

 

نهایتاً این که خرده فروش های موفّق معمولاً یک ویژگی مشترک دیگر هم دارند … و آن پذیرفتن این واقعیّت است که نمی‌شود فروشگاه را تنهایی اداره کرد. این یعنی برخی آدمهای خوبی استخدام می‌کنند که بتوانند همهٔ مراحل لازم فرآیند فروش را مدیریت کنند. برخی دیگر، برای کسب مشاوره یا دریافت خدمات از شرکت های خارجی که می‌توانند کمکشان کنند سرمایه کنار می‌گذارند. همگی برای موفّقیّت فروشگاه شان مایلند به سرمایه گذاری برای نیروی انسانی و شرکت های کمک کننده. و به عنوان یک نکته نهایی، هیچ کدام از این خصلت ها بدون یک تمایل برای پذیرفتن تغییر به وجود نمی‌آیند. دریافتن این‌که خرده‌فروشی دائم در حال تغییر است و مشتریان هم همینطور، می‌تواند به خرده‌فروشان کمک کند تا در بازار مدرن امروزی، جایگاه خودشان را حفظ کنند.